آیا همه چیز درباره مردهاست؟
این جمله در فارسی ایراد دارد و بیمعنی است مگر اینکه شما با اصطلاح اصلی آن در زبان انگلیسی یعنی:
be about someone/something
آشنا باشید.
عبارت «درباره چیزی بودن» ترجمه نادرستی از انگلیسی است که دمدستیترین معنای about را استفاده میکند و بسیار بوی ترجمه میدهد. طبق معمول، ما به عنوان مترجم باید از شعف مواجهه با یک عبارت جدید خارجی فاصله بگیریم و یک قدم عقب بایستیم و از خود بپرسیم فارسیزبان قبلا چطور این منظور را میرساندند؟ آیا واقعا این خلا مفهومی جدی و تازهای در زبان است که باید در فارسی پر شود؟
کلمه about معانی و نقشهای متفاوتی دارد. برای ترجمه درست یک واژه باید اول معنی آن را در بستر زبان مبدا خوب جستجو کنیم و بفهمیم.
برخی از معانی about:
نزدیک به/تقریبا
About a year a go
در آستانه اتفاقی که قرار است بیفتد (عمدی یا خودبخود)
He is about to join the army
I was about to fall
اطراف / همه طرفها
Looked about for a place to park
دورتادور (گردیدن و چرخیدن)
They go about in circles
در همه جهات (این طرف و آن طرف)
walked about for hours
پرسه زدن
در نزدیکی
He spoke to the people standing about
اطراف
People gathered about him
مردم دور او جمع شدند
رو یا در نزدیکی شخص
Had a pleasant fragrance about her
...بوی خوشایندی داشت
در ترکیب خود داشتن
A mature wisdom about him
عقل پختهای داشت / دانایی بالغانهای داشت (یا شاید «پختگی خاصی داشت»؟)
در فرمان و کنترل داشتن
Had his wits about him
فرمان مشاعرش را داشت/ عقلش در کنترل خودش بود
مربوط به: concerning
Spoke about his past
دربارهی گذشتهاش حرف زد
و میرسیم به معنای اصلی که در اینجا دنبالش میگردیم:
کاملا و اساساً به چیزی ربط داشتن / منعطف بودن به
fundamentally concerned with or directed toward
Poker is about money
همه چیز پوکر پول است. پوکر یعنی پول.
He thinks everything is about him.
فکر میکند همه چیز به او ربط دارد.
فکر میکند همه چیز مربوط به اوست.
ترجمههای آزادتر:
فکر میکند مرکز جهان است.
فکر میکند همه دنیا مشغول او هستند.
This is not about you.
ترجمه تحتالفظی:
این درباره تو نیست.
ترجمه درست:
این به تو ربطی ندارد.
این موضوع ارتباطی با تو ندارد.
پس به جای «ایاآیا همه چیز درباره مردهاست؟
این جمله در فارسی بی معنیه مگر اینکه شما با اصطلاح اصلی آن در انگلیسی یعنی
be about someone/something
آشنا باشید.
عبارت «درباره چیزی بودن» ترجمه نادرستی از انگلیسی است که دمدستیترین معنای about را استفاده میکند. اما این کلمه معانی و نقشهای متفاوتی دارد.
نزدیک به /تقریبا
About a year a go
در آستانه اتفاقی که قرار است بیفتد (عمدی یا خودبخود)
He is about to join the army
I was about to fall
اطراف / همه طرفها
Looked about for a place to park
دورتادور (گردیدن و چرخیدن)
They go about in circles
در همه جهات (این طرف و آن طرف)
walked about for hours
پرسه زدن
در نزدیکی
He spoke to the people standing about
اطراف
People gathered about him
مردم دور او جمع شدند
رو یا در نزدیکی شخص
Had a pleasant fragrance about her
(زن) بوی خوشایندی داشت.
(وقتی به او نزدیک میشدی بوی خوشی به مشامت میرسید)
در ترکیب خود داشتن
A mature wisdom about him
عقل پختهای داشت / دانایی بالغانهای داشت (یا شاید آزادتر بنویسیم، «پختگی خاصی داشت»)
در فرمان و کنترل داشتن
Had his wits about him
فرمان مشاعرش را داشت/ عقلش در کنترل خودش بود
مربوط به: concerning
Spoke about his past
دربارهی گذشتهاش حرف زد
👇🏻👇🏻👇🏻👆🏻👇🏻👇🏻
و میرسیم به معنای اصلی که در اینجا دنبالش میگردیم:
کاملا و اساساً به چیزی ربط داشتن / منعطف بودن به
fundamentally concerned with or directed toward
Poker is about money
ترجمه تحتالفظی:
پوکر درباره پول است.
ترجمه درست:
همه چیز پوکر (مربوط به) پول است.
پوکر یعنی پول.
He thinks everything is about him.
ترجمه تحتالفظی:
او فکر میکند همه چیز درباره اوست.
ترجمه درست:
فکر میکند همه چیز به او ربط دارد.
فکر میکند همه چیز مربوط به اوست.
ترجمههای آزادتر:
فکر میکند مرکز جهان است.
فکر میکند همه دنیا مشغول او هستند.
This is not about you.
ترجمه تحتالفظی:
این درباره تو نیست.
ترجمه درست:
این (هیچ) ربطی به تو ندارد.
این موضوع ارتباطی با تو ندارد.
👇🏻👇🏻
Is everything about men?
پس به جای «آیا همه چیز درباره مردهاست؟» که برای بسیاریاز مخاطبان گنگ و ناقص به گوش میرسد میتوانیم بنویسیم:
«آیا همه چیز به مردها ختم میشود؟»
«آیا همه چیز به مردها ربط دارد؟»
«آیا همه دنیا معطل نظر مردهاست؟»
علی نورانی
نکات ترجمه
@tarjomekhabari