
مترو ژاپن برای ترساندن بچه ها از یک هیولای جدید رونمایی کرد
ژاپنیها به شدت عاشق خلق هیولا و لولو هستند. در ژاپنی به این هیولاها یوکای گفته می شود وتعدادشان بسیار زیاد است. این موجودات در ادبیات عامه و کتاب قصه های ژاپنی نقش پررنگی دارند و به همین دلیل همیشه انواع جدیدی از یوکای ها ایجاد می شود و تعدادشان بیشتر می شود. بعضی از مشهورترین هیولاهای فولکلور عبارتند از هیولای انسانی که صورت ندارد (نوپرابو)، مرد لاکپشتی برکه (کاپا)، چتر کهنهای که پا و چشم و دهان دارد (کاراکاسا)، هیولای اسکلتی (گاشادوکورو)، زنی که شبها گردنش دراز می شود و کلهاش در شهر میچرخد (روکورو کوبی) و….
از نظر ما که چندان علاقه ای به شنیدن قصه های ترسناک خودمان (مثل قصه اجنه) نداریم شاید این مسئله عجیب باشد. بسیار شده که می بینیم ایرانی ها با شنیدن قصه های ترسناک از طرف مقابل درخواست می کنند ادامه ندهد. ولی ژاپنی ها این قصه ها را معمولا با کارتون ها و نقاشی های کودکانه تلطیف می کنند و از کودکی بچه های ژاپنی با آنها آشنا می شوند و دیدن و شنیدن فیلم های ترسناک برای ژاپنی ها یک سرگرمی شب های گرم تابستان است (چون می گویند با ترسیدن سردشان می شود!)
با این پسزمینه، شرکت راه آهن غرب ژاپن (JRWest) برای جلوگیری از افتادن بچهها در شکاف بین سکو و قطار پروژهای تعریف کرده به نام «پروژه جلوگیری از سقوط کودکان در شکاف سکو و قطار».

و اما روش شرکت مترو اوساکا برای دستیابی به این هدف چه بوده؟ یک هیولای جدید ساخته تا کودکان را از نزدیک شدن به لبه سکو بترساند!

این هیولا که سوکیماموری نام دارد هیولایی بنفش رنگ شبیه به مارمولک است. نام آن از ترکیب سوکیما به معنی شکاف و موری از یاموری یا مارمولک خانگی گرفته شده. نام این هیولا یک بازی زبانی با عبارت ژاپنی «سوکیما ماموری» هم هست که یعنی «مواظب شکاف باش!»

سوکیماموری در حفرهی زیر سکو زندگی میکند و از زیر قطار در کمین نشسته، مخصوصا برای بچههای بازیگوش. هر چیزی که وارد شکاف سکو شود او را عصبانی می کند.

طبق کتابچه ای که توسط این شرکت راه آهن برای کودکان تهیه شده کودکان اگر دست والدینشان را رها کنند و به سمت قطار بدوند ممکن است گرفتار سوکیماموری شوند..

پسرم نیو با دیدن پوسترها در ایستگاه قطار نظرش جلب شد و ایستاد به تماشا. وقتی پرسید اینها چیست برایش گفتم که اینها مثلا یک هیولا است که اگر بچه ها نزدیک قطار بروند آنها را می گیرد. اما او باورش شده و میترسد و هر چه می گویم اینها فقط نقاشی است یا واقعی نیست دیگر فایده ندارد!

راه حل ارائه شده در این کتابچه این است که بچه ها موقع سوار یا پیاده شدن از قطار دست والدینشان را بگیرند.

تفریح ترس در ژاپن
این هیولاها، علاوه بر ترسناک بودن مایه سرگرمی و تقریح ژاپنی ها هم هستند و گاهی هم برای اهداف آموزشی استفاده میشوند.
مثلا، ترساندن کودکان مهدکودک در مراسم روز ستسوبون ژاپن یک تفریح برای والدین و معلمین است و قرار است برای کودکان هم روزی به یادماندنی باشد. کودکان باید برای دفع شیطان (اونی) که معمولا لباس و ماسک قرمز دارد به او دانه های لوبیا پرت کنند. البته ترساندن کودکان با این دیوها منتقدانی هم دارد و عکس های زیادی از گریه کودکان در مهد کودک در مواجهه با دیو اونی در اینترنت هست. اما متاسفانه گریه کودکان از ترس برای ژاپنی ها خنده دار و بانمک است و عکس های مواجهه کودکان با اونی را یادگاری نگه می دارند.

به نظر من که این کار نه تنها اصلا خنده دار نیست بلکه بسیار غیراخلاقی است و آثار بدی برای کودکان دارد. ما در سال اول که نیو هنوز کوچک بود از مهد کودک خواستیم که نیو را از مراسم اونی معاف کنند. سال بعد وقتی که از قبل با او صحبت کردیم و گفتیم که اینها مربی ها هسنتد که لباس اونی پوشیدند و برای رفتن به جنگ اونی اعلام آمادگی کرد در این مراسم سالیانه شرکت کرد و جان سالم به در برد.

نظر شما؟
شما چه فکر می کنید؟ آیا شما تجربه ای از ترساندن برای آموزش در کودکی دارید؟
آیا ترساندن کودکان راهکار خوبی برای آموزش است؟
