اخیرا برای اولین بار در سایت پونیشا یک پروژه ترجمه گذاشتم. بیش از ۳۰ پیشنهاد گرفتم که نحوه برخورد و پیام های آنها برایم بسیار متنوع و جالب بود. تصمیم گرفتم این تجربه را مستند کنم و نظراتم را از دید یک کارفرما برای فریلنسرهای عزیز به اشتراک بگذارم.

اینجا هفت نکته از تجربه خودم را آورده ام. امیدوارم برایتان مفید باشد. تمام مطالب زیر را به عنوان توصیه های من ببینید نه به قصد بی احترامی و کنایه. موفق باشید.

۱- من را کارفرمای گرامی خطاب نکن

شاید مورد اول کمی سلیقه ای به نظر می رسد. از عبارت های کلیشه ای و تملق آمیز اجتناب کن. این متن ها احساس کپی پیست بودن به من «کارفرمای گرامی» می دهند. به نظرم بهتر است زبان ارتباطی را صمیمانه اما محترم نگه دارید، یعنی نه شبیه عریضه های دادگستری و نه زیادی لوس و خودمانی.

۲- نمونه را به شکل ساده و قابل دسترس بفرست

به نوع پروژه دقت کن. اگر فرد درخواست ترجمه کرده برایش مستقیم متن را تایپ/پیست کن. اگر درخواست عکس کرده ترجیحا عکس یا لینک بفرست (در چهار تا فولدر زیپ نکن!). هر چه مشاهده و باز کردن آن نمونه آسانتر باشد احتمال دیده شدندش بیشتر است. اگر می خواهی مطمئن باشی با هر دو فرمت بفرست.

مثلا، دوستی متن نمونه را به صورت یک پی دی اف با حاشیه تزئین شده مایکروسافت ورد برای من ارسال کرده. من تا وقتی که با موبایل سایت را میدیدم هیچ تمایلی به باز کردن آن پی دی اف نداشتم و حتی نمی دانستم که پاراگراف نمونه من را انجام داده یا نمونه های قبلی خودش را فرستاده! این یعنی علاقه ام کمتر و کمتر می شد!

البته من متن را خواندم. اما وقتی چندین نفر نمونه ترجمه را درست همانجا تایپ کرده و فرستاده بودند و به راحتی توانستم با موبایل آنها را بخوانم، نیازی هست که بروم در کامپیوتر فایل پی دی اف را باز کنم؟

ترجیح می دهم این کار را نکنم.

۳- رزومه و نمونه کار داشته باش

من کارفرما از دیدن این که در نمونه ترجمه علامت سوال پشت کلمه اول قرار گرفته دلسرد میشم.
من کارفرمای حساس از دیدن این که در نمونه ترجمه علامت سوال پشت کلمه اول قرار گرفته دلسرد میشم.

۴- مغرور نباش. به خواست کارفرما احترام بگذار.

این نکته باید بدیهی باشد اما کسانی هستند که به واسطه موفقیت نسبی در گذشته در سایت های فریلنسینگ به خود مغرور می شوند و احساس می کنند کارفرما باید به دنبال آنها برود. البته این اتفاق به طور طبیعی ممکن است بیفتد اما لزوما هم اینطور نخواهد بود. کارفرمایی که از خودش مطمئن است دست بالا را دارد چون این انتخاب اوست که چه کسی را انتخاب کند.

کاربری با غرور زیاد پیام داده که من رتبه *** در بین مترجمان سایت پونیشا هستم و چندین کتاب ترجمه و چاپ کرده ام.

برخورد این کاربر برای من به چندین دلیل غیرقابل قبول و مردود است:

اگر کسی مثل من خودش مترجم باشد می داند که ترجمه چاپ کردن در ایران هیچ چیز را ثابت نمی کند.

اگر هم کسی منطق داشته باشد میداند که هفتاد هشتاد پروژه در سایت پونیشا گرفتن افتخار چندانی نیست و باز لزوما نشان دهنده توانایی مترجم نیست. می توان با اطمینان گفت بسیاری از سفارش دهندگان ترجمه خود نمیتوانند آن متن را درست ترجمه کنند، پس نظر آنها لزوما برای ملاک نیست.

نکته بعدی اینکه تجربه قبلی او لزوما در راستای پروژه من نیست. مثلا کتاب های ترجمه ایشان در زمینه عمومی و موفقیت بوده ولی متن من ترجمه تخصصی ژنتیک بود. من چطور مطمئن باشم که او می تواند متن را درست متوجه شود؟ کما اینکه چند نفری با تحصیلات عالی ژنتیک و میکروبیولوژی نتوانستند کاملا دقیق ترجمه کنند.

اگر انقدر مترجم (یا طراح یا هر چیز دیگر) قهاری هستی یک پاراگراف ناقابل را به خواست کارفرما انجام بده، وقت زیادی نمی گیرد.

وقتی واقعا آنقدر به خودت مطمئن هستی پس احتمالا آن پروژه را می گیری و پول آن پاراگراف نمونه که از متن اصلی انتخاب شده هم دریافت می کنی. دشواری کجاست؟

۵- درخواست کارفرما را بخوان

کسانی هستند که به درخواست های کارفرما توجه نمی کنند. مثلا من گفتم این متن نمونه را برام بفرستید. اما یک کاربر نوشته:

من دارای مدرک —–  زبان انگلیسی هستم و میتوانم این متن را ترجمه کنم.

پاسخ من: خب، بسم الله؟ من که نمونه را گذاشتم. (فرد مورد نظر در مرحله اولیه حذف شد.)

فرد دیگری نوشته اگر نمونه خوب بود امیدوارم با هم همکاری کنیم. اما هیچ نمونه ای برای من فرستاده نشده.

من سه روز صبر کردم تا به تعداد کافی پیشنهاد داشته باشم و از بین بهترین را انتخاب کنم. آیا من صبر می کنم و یک روز به او مهلت میدهم تا دوباره بفرسته؟ احتمال زیاد خیر. یعنی او شانس گرفتن یک پروژه را از دست داد.

اگر به جای ده پیشنهاد پنج پیشنهاد بدهیم ولی با دقت به تقاضای کارفرما توجه کنیم و پاسخ مناسب بدهیم بهتر است و احتمالا شانس موفقیت بالاتری خواهیم داشت.

۶- عکس پروفایل مناسب انتخاب کن

اما می رسیم به یک نکته ظریف. من و هر انسان دیگه ای به آن عکس پروفایل شما هم دقت می کنیم. اگر عکس خود فرد باشد بیشتر ارتباط برقرار می کنیم و با هر بار دیدنش و خواندن پیام هایش ناخودآگاه از او یک شخصیت و یک تصویر در ذهن ما شکل میگیرد.

اما اگر عکس کاملا بی ربط باشد، مثلا در آواتار یک مترجم نوشته شده باشد «طراح گرافیک» این برای من یک زنگ خطر است، اینکه آیا او یک کافی نت میدان انقلاب است که از طراحی لوگو تا تایپ و ترجمه را به صورت فله ای قبول می کند یا واقعا تخصص و دانش ارزشمندی دارد؟ من به چنین پروفایلی هیچ اعتنایی نمی کنم، هر چقدر هم که رزومه قطار کند.

۷- از بازخوردها استفاده کن

ببخشید میشه اشتباهاتم رو بدونم تا کارم رو بهتر کنم؟

سعی کنید علت قبول نشدن را بدانید و اصلاح کنید.

امکان داره پروژه معیار یا پروژه منتخب رو ببینم تا اشتباهاتم رو اصلاح کنم؟

پیام یک کاربر که برای من خیلی جالب بود.

این جملات و نظایر آن را همیشه در خاطر داشته باش. شکست در گرفتن پروژه حتما مایوس کننده است. اما می توان از آن یک فرصت کوچک هم ساخت و بدون گرفتن پول یا انجام پروژه از کارفرما یک هدیه گرفت (اگر حاضر باشد آن هدیه را بدهد!). آن هدیه چیزی نیست جز بازخورد دادن به شما!

درصد کمی از من خواستند که اشکالاتشان را بگویم. طبعا اگر کارفرما سرش شلوغ باشد این کار را نمی کند. این برای من کارفرما فرقی ندارد اما برای پیشرفت طولانی مدت یک فریلنسر بسیار مهم است. بازخورد گرفتن و اصلاح ضعف ها چیزی است که هر فریلنسری باید به شدت دنبالش باشد و از آن بیشترین استفاده را کند. با رفع ایرادات و کمبودهای کاریتان می توانید درآمد خود را بهتر تضمین کنید.